| ساير زبانها | سايت به زبان فارسي |
|
عيسي ناصري براي شما كيست؟زندگي شما در اين دنيا و در ابديت بستگي به پاسخ شما به اين پرسش دارد. |
عيسي كيست؟ |
![]() |
به نظر شما او كيست......
|
امروزه
به هر كجاي دنيا كه برويد, با پيروان هر
مذهبي كه صحبت نماييد, صرفنظر از اينكه
چقدر نسبت به مذهب خويش متعهد مي باشند،
اگر چيزي درباره تاريخ بدانند، بايد
بپذيرند كه هرگز كسي مانند عيساي ناصري
وجود نداشته است. پيشگويي ظهور عيسي صدها سال قبل از تولد عيسي،كتب مقدسه نبوت انبياي اسرائيل را در مورد ظهور وي به ثبت رسانيدند. عهد عتيق كه به وسيله اشخاص بسياري در طي مدت 1500 سال نگاشته شده است, شامل 300 نبوت در مورد آمدن وي ميباشد. تمامي اين جزئيات و همچنين تولد معجزه آسا, زندگي عاري از گناه, معجزات بسيار, مرگ و قيام او تماماً به واقعيت پيوستند. زندگياي كه عيسي زيست, معجزاتي كه او كرد, سخناني كه او گفت, مرگش بر روي صليب, قيام او, عروج او به آسمان، همه اين اصل را بيان ميكنند كه او تنها يك انسان نبود, بلكه بيش از يك انسان بود. عيسي اعلام نمود كه "من و پدر يك هستيم، هيچ كس نزد پدر جز به وسيله من نميآيد". (يوحنا 14: 6)
زندگي و پيام او موجب تغيير ميگردد هر گاه به زندگي و تاثير عيساي ناصري از ديد تاريخ نظري بيفكنيد،مشاهده خواهيد نمود كه حضور او و پيامش همواره در زندگي مردم واقوام باعث تغييرات بزرگي گرديدهاند. هر جا كه تعاليم او تاثير خودرا بر جاي گذاشته، تقدس ازدواج، حقوق زنان، حق راي، تاسيس مدارس و دانشگاهها جهت تحصيلات عاليه, وضع قوانين براي محافظت از كودكان، برچيده شدن بردهداري و هزاران تغيير مفيد ديگر به زندگيهاي شخصي نيز به گونهاي برجسته تغيير يافته است. براي مثال، " ليوو والاس " يك ژنرال مشهور و نابغه در ادبيات، به عنوان يك ملحد شناخته شده بود. براي مدت دو سال، آقاي "والاس" مشغول مطالعه در برجستهترين كتابخانههاي اروپا و آمريكا بود. او در جستجوي اطلاعاتي بود تا به وسيله آنها مسيحيت را براي هميشه نابود سازد. هنگام نگارش دومين فصل كتابي كه او بدين منظور مينوشت، گريهكنان در حالي كه زانو زده بود فرياد بر آورد : " عيسي ، اي خداي من و اي خداوند من" و اينچنين مسيح را يافت. با چنين مدرك محكم و غير قابل بحثي او ديگر نميتوانست خداوندي و پسر خدا بودن عيسي را انكار كند. بعدها " ليو والاس" كتاب "بنهور" كه يكي از بزرگترين رمانهاي قرن به زبان انگليسي است و داستان آن در دوران زيست مسيح اتفاق افتاده را به رشته تحرير درآورد. همينطور "سي.اس.لوئيس"، پروفسور دانشگاه آكسفورد انگلستان كه از عرفاي منكر وجود خدا بود و سالهاي متمادي الوهيت مسيح را انكار ميكرد نيز در صداقتي عقلاني پس از مطالعه عميق و گسترده براي يافتن دلايلي جهت اثبات الوهيت مسيح، پذيرفت كه عيسي همان خدا و منجي است. خداوند، دروغگو، يا ديوانه؟ " لوئيس" در
كتاب مشهورش به نام "مسيحيت صرف" اين
جمله را بيان ميكند: "شخصي كه تنها يك
انسان است و چيزهايي را مانند عيسي ميگويد
نميتواند يك استاد بزرگ اخلاق باشد". بنيانگزار قيام كرده عيساي ناصري بر
روي صليب مصلوب شد، در قبري قرض شده دفن و در
روز سوم از مردگان قيام نمود. مسيحيت در اين
خصوص بينظير است.
خدايي زنده : به خاطر قيام عيسي، پيروان راستينش نه تنها به عنوان يك بنيانگزار مرده اخلاق به او نمينگرند بلكه در رابطهاي زنده و شخصي با خداي زنده بسر ميبرند. عيسي مسيح امروز زنده است و وفادارانه آناني را كه به او ايمان دارند و از او اطاعت مينمايند بركت ميدهد.در طي قرون متمادي بسياري عيسي مسيح و ارزش او را شناختهاند، و به جمع كساني كه جهان را تحت تاثير قرار دادهاند، پيوستهاند. فيلسوف و فيزيكدان فرانسوي "بلزپاسكال" درباره احتياج انسان به مسيح چنين ميگويد: " در قلب هر انساني خلاءاي وجود دارد كه تنها خداوند به وسيله پسرش عيسي مسيح ميتواند آن را پر سازد". آيا شما مشتاق هستيد كه عيسي مسيح را به عنوان منجي زنده خود بشناسيد؟ همان گونه كه اين جمله نشان ميدهد، عيسي اشتياق فراوان دارد تا رابطهاي محبتآميز و شخصي را با شما آغاز نمايد. عيسي تمامي مقدمات لازم جهت اين كار را انجام داده است. اگر ميخواهيد بدانيد كه چگونه ميتوان چنين مشاركت ملموسي را با عيساي زنده برقرار كرد، اينجا كليك كنيد ...
|
© 1995-2002 www.whoisjesus-really.com | webmaster
Last Updated: 13 February, 2004